
عکسی از جوانان ورزشکار رشته کشتی در شهرستان قصرشیرین مربوط به بیش از 30سال پیش که در جمع آنها قهرمانان نامدار همچون علی رضا امیری قهرمان کشتی جوانان ایران که اکنون در امریکا مربی کشتی است، و قهرمان ایران وآسیا علی پشتکوهی که متآسفانه درکرمانشاه فوت کرده و قهرمان کشتی فرنگی و آزاد کریم پریسای که در دوران جنگ اسیرشد و در اسارت در کشور عراق در زندان بعلت بیماری و عدم رسیدگی فوت کردند و مربی ارزنده کشتی و معلم ورزش قهرمان سلیمان رحیمی و احمد محمدی و......مربی آنزمان ما در کشتی آقای داریوش خاموشی بودند که خودش قهرمان 52کیلواستان و ایران بود.





عکس های دوران تحصیلی

نمای از نخلستانهای قصرشیرین

من و شهرم قصر شیرین قبل از انقلاب پارک (فلاحت)

بعد از انقلاب


در راه ورزش

داهیم در سن 18 سالگی با عرض معذرت جوانی ونادانی
داهیم نفر وسط در اوج آمادگی و تقلید از بروسلی با دو رفیق دوران محصلی

ورزشگاه چهار قاپی (چهار تاق) خسرو پرویز محل بر گزاری جشن ها و دراین عکس رحیم پروانه مربی گروه اکروبات و شاگردانش (مرحوم خداداد حبیبی، خسرو طیب، بابامراد بزمه،بهمن فتاحی،حشمت اله محمدی،جمشیدی،داهیم و...

آرامش در کنار درختان خرما

نفراول از راست آقای بهمن فتاحی قهرمان بدن ساز آن زمان کارمند بازنشسته دادگستری نفروسط بنده ونفر آخر آقای حشمت اله محمدی ورزشکار بدن سازی وقهرمان پاورلیفینگ آن دوران ودر حمله به شهر قصرشیرین، جنگ تحمیلی مدت 10سال به اسارت گرفته شد او دپیلمه بیکار بود ولی بخاطر بدن ورزیده و تنومندش بعنوان افسر ویژه معرفی بهترین دوران جوانی اش در زندانهای مخوف عراق تحت شکنجه بود بعد از بازگشت به وطن بعنوان کارمند بانک مشغول وبعد از چند سال باز نشسته گردید.

رژه گروه : مربی آقای پروانه- به ترتیبب محمدی ،فتاحی ،طیب ،حبیبی،،بزمه، داهیم و..........


فیلم ها سینمایی بروسلی می رفتیم و موقع برگشت به تقلید بعنوان ورزش تمرین می کردیم


کار من بیشتر پشتک و وارو در هوا بود با کمک دو دوست خوبم آقا بهمن و آقا حشمت که اکنون هم با آنها در ارتباط هستم و وقتی مرا بینند می گویند داش ممد یه پشتکی برامان نمی زنی . من هم با لبخند می گویم نمی توانم....دورانی بود بگذشت..فقط کوه می توانم بروم


دوست خوبم آقا بهمن فتاحی بدنی ورزیده و بسیار چالاک عاشق هنرپیشه های آن رضا بیک اینماوردی از ایران فخرالدین ترکیه و بروسلی چین یا ژاپن
فقر ونبودن امکانات ما را مجبور میکرد در میان باغهای قصر شیرین ویا زمین های نرم ورزش کنیم نه مربی نه باشگاهی نه تغذیه ونه پولی و لباس ورزشی مناسبی و......البته در ورزش رزمی و دفاعی

از راست ایستاده علی تابان در موقع شهر قصرشیرین به تصرف دشمن در آمد اسیر و تا حالا مفقود اثر می باشدنفردوم غلام مهدوی و نفر سوم محمد ارکیا اکنون زندگی خوبی دارد ساکن تهران است.
نشسته از راست : بهمن فتاحی ، محمد داهیم ،حشمت محمدی

این عکس مربوط به سال 1357ست در اردوگاه لشکرک تهران دوران آموزشی خدمت سربازی در بهمن ماه است که همه رفیقان از خدمت فرار کردیم "اسامی آقایان محمود قنبری،مجتبی حیدری که در حمله به شهر قصر اسیر شد و مدت ده سال در اسارت بود بعد از بازگشت کارمند بانک وبازنشته شده ،بهروز اعمی پور ،خیدان مرادی ،بهروز آروین کارمند بانک باز نشسته شده ،حسن جوهری ،مراد امیدی ،محمد داهیم و...

خاطرات عکسها ویادها

صعود به قله پراو با همکاران بیمارستان چهارمین شهید محراب :آقایان محمدی ،صادقی ،میرزایی ،فخاریان ،نامدارپور ،بهرامیان ، صیدی در حال برف خوردن
پناهگاه آن زمان پراو حدود 15سال پیش

دریاچه گهر همرا و همپا با همکاران از چپ: داهیم ،فرآورد،شکری ،مکری ،محمدی ،صیدی ،بریموندی ،بهزادی
ارزشمند ترین دوران زندگی ام خدمت به وطن ودفاع از کشورم دوطلبانه به منطقه اعزام و ..

در دوران دفاع مقدس هم فردی با روحیه و شوخ طبع بودم با علامت پیروزی به همرزمان این مورد را نشان می دادم .

بعد از مدتی پیاده نظام بخاطر روحیه خوب مرا بعنوان توپچی پی ام پی وان زره پوش روسی انتخاب کردند . وهمراه جناب آقای حجت امیری ار درجه داران گارد ج...راننده این نفر بر بود در ماموریت ها جزء اولین حرکت کننده هابطرف منطقه بودیم او نظامی بسیار شجاع و بی باک و برای من هم که در اوج غرور و ورزش بودم رضایت بخش بود


بیاد خدابودن و همیشه امیدوار به موفقیت وپیروزی در تمامی جبهه ها
روزها و ماه ها در ذاخل این سنگر در جبهه های مختلف لذت برده ام


داوطلبانه به یاری رزمندگان در جبهه های دیگر در مناطق جنگی با روپوش سفید پرستاری در جمع داوطلبان جامعه پزشکی ایران


آموزشگاه بهیاری الوند سال 1361

دوستان دوران آموزشگاه که دربین آنها پزشکان وپرستاران بسیار زحمت کش و در عرصه علم و خدمات پرستاری استاد و سر آمد بودند دیده می شوند

همکاران و دوستان : نفر اول نشسته استاد سلیمانی مربی فوتبال دانشگاه و خودش از نابغه ها در ورزش فوتبال بود.آقای فلاح مدیر بیمارستان طا لقانی در گذشته ،آقای بهروز پور مراد از بهترین کمک جراح های استان ایشان دستیار جراح زبردست دکتر معصومی،آقای عربی ، سلیمانی ،برهان،نیما، داهیم و چند عزیز دیگر
و باز هم این خاطرات عکسها ویادها




مرحله ای دیگر از زندگی شغلی

دوران کمک جراحی حدود 800 پپوند کلیه ( بیمار گیرنده کلیه )دستیار اول جراح هان محترم جناب دکتر بردیده و دکتر صمد زاده در بیمارستانهای چهارمین شهید محراب و بیمارستان امام رضا (ع)


همکاران: آقایان بهزادی،شاکری ،خدامرادی ،رنجبر ،داهیم ،صادقی برایشان سلامتی و موفقیت در زندگی را از خداوند منان آرزو دارم که همیشه به من لطف داشتند


دوست ورفیق جناب دکتر محسنی از کشتی گیران پیشکسوت جهانی و متخصص بیهوشی

جناب دکتر بردیده جراح پیوند کلیه پزشکی بسیار خوش اخلاق و مهربان

دوست و همنورد عزیز جناب رنجبر

همکاران:فخاری در حال بازی با من ،شاکری ،بهزادی،دکتر بسک آبادی ،صادقی ، بریموندی ،داهیم ،بهرامیان ،محمدی
اوقات فراقت بازی شطرنج با همکاران، همه دوست داشتند مرا مات کنند ولی کار آسانی نبود .
عضو تیم فوتبال بیمارستان چهارمین شهید بودم در مسابقات با مربیگری آقای جواد نیما


همکارانم نمونه بودند .نه من فقط لطف آنها شامل حال من می شد




تفنگ داشتم ولی بخاطر این که بهانه باشد به کوه بروم (کوله پشتی گواهی می دهد)


با تویوتا به کوه رفتن و کنگر کندن نوعی سر گرمی و ورزش


گاهی هم ماهی گیری نوعی ورزش وسر گرمی من بود با تور و قلاب
امین پسر کوچکم

عضو هیات اتومبیلرانی استان و ایران شرکت در مسابقات مختلف









درمدت 30سال خدمت در بیمارستان شهید فهمیده (منزه) ،درمانگاه رفعتیه ، درمانگاه سه راه شریعتی ، درمانگاه آبادانی ومسکن ، درمانگاه فرهنگیان ، و بیمارستانهای مختلف مناطق جنگی ، بیمارستان طالقلنی ،چهارمین شهید محراب ، بیمارستان امام رضا (ع) مشغول خدمت بودم

درمانگاه شبانه روزی بوعلی
با سپاس از اینکه با مروری سریع با گذشته ء من همراه بودید و خلاصه یادگارهای که برایم در زندگی مانده و تلاش در شرایط سخت کنونی زندگی با توکل به خداوند مهربان با همنوردانی دوست داشتنی علوم پزشکی در ورزش و در محیط کار (درمانگاه شبانه روزی بوعلی ) همچنان ادامه دارد .برایتان روزهای شاد و خاطره انگیزی را آرزو دارم. با احترام فراوان ( محمد داهیم)